هجر انی
فر امو ش نمی شوی
چو ن غز الی زخمی
در چنگ ما ده شیری گر سنه
در آغو ش تو ام
از قلبم شر وع کن .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 20:6 توسط قباد حیدر
|
چو ن غز الی زخمی
در چنگ ما ده شیری گر سنه
در آغو ش تو ام
از قلبم شر وع کن .
با نو دیگر
با نگا ه
تا زیا نه نمی زند
برده تشنه محبت است .
مر ا نمی پر اند
یک با م
یک دانه و
گا ه
نر مه نوا زشی.
تا به یک نقطه
خطی ما ندگار
پیو ند مان می دهد
حتی شکسته.
سرند مان کند
کثا فا ت را به اعما ق
تا بما ند
کلو چه و شبنم و تار
بهار و زمستا نی پر برف
نشد که
نشد ــ کشتی بسا زیم
حیوا نات را به آب دهیم
بماند عشق
آ دمی با برگ تازه مو و
زنی گیسو رها
زمین کی می لرزد؟
بروند به جهان مو عو دشان
بماند یک کتاب
در آن نوشته با شد
جهانی اگر هست - به نام نامی آدمی است
چرا نمی لرزد ؟
تا مرگ را تجر به کنیم
شا ید شیرین تر از
این زندگی با شد.